*شنبه : به دلم افتاده كه می آید ، همین امروز هم می آید ، من چقدر خوشحالم، و در انتظار قدومش لحظات را می شمارم، و سر انگشتانم را به نشانه شوق با نیش دندان می فشارم و میخندم.
*یكشنبه : به دلم افتاده كه می آید ، اگر امروز نشه ، فردا می آید ،من او را در ذهن خود تجسم می كنم، و چه زیبا و چه رمانتیك.
*دوشنبه : به دلم افتاده كه می آید ، به دور دستها خیره میشوم ،و در انتظارش همانطور كه مورد نظر اوست صبر پیشه می كنم .
*سه شنبه : به دلم افتاده كه می آید ، یك بار دیگربه وعده گاه می روم شاید كه بیاید، همه چیز آماده است ولی او نمی آید، ته دلم كسی زمزمه می كند: بی خیال! آن سفر كرده صد قافله دل همره اوست، .. چرا نیامد؟
*چهارشنبه : به دلم افتاده كه می آید ، امروز نشه، فردا، پس فردا، پسان فردا، دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره، و من دل نگران به روزها فكر می كنم كه تند تند از پی هم می روند، و من به انتظار تشریف فرمایی اش دست روی دست گذاشته ام و به فرداهای زیبا فكر می كنم.
*پنج شنبه : به دلم افتاده كه می آید ، و حتماً می آید، ولی دلم به شور افتاده ، اگر نیاید .. من بد به دلم راه نمی دهم.
*جمعه : یك بار دیگر برای آخرین تلاش به توالت می روم، ای دریغ كه او نیامد، و دو صد افسوس كه من یبوست دارم.

خوب نزنید آخر حال گیری بود نه ؟ عجب خوب سر کارتون گذاشتم

 

اگه نظرا زیاد باشه بازم  دارم می ذارم.